امروز روز خبرنگار است و ضمن تبریک به همه دوستانم که در این حرفه جان می گذارند و عموما جامعه چندان که باید متوجه خدمات و تلاش های آنان نیست، یادآوری می کنم که خبرنگار همچون فانوسی برای روشن کردن راه مردم و همچنین مسئولان است ... اما ای کاش چشمهایمان توانایی دیدن نور را داشته باشد.
مدتی پیش در بحث های هفتگی با دوستان به این مطلب رسیدیم که درتاریخ معاصر ایران از زمانی مشخص حرم سرای شاهان جمع آوری شد و سران کشور ایران حداقل در ظاهر از ایجاد چنین فضاهایی که آن را اندرونی می نامیدند، دست کشیدند و تنها "یک" زن را به عنوان همسر خود معرفی نمودند ... اما این مطلب هر روز در سرم می چرخد که آیا این امر به طور واقعی حفظ حقوق زنان بود یا نه. زیرا آنچه گاه و بیگاه می بینیم و می شنویم حاکی از آن است که حرمسراها به شکل ظاهری جمع شدند ولی همچنان چندهمسری و یا بدتر از آن "بوییدن هر گل" نزد سران قدرت باب بوده است.
برنای عزیز من روز به روز قد می کشد و لذت دیدنش در جهان همتا ندارد
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ توسط من و آقامون
|
وقتی مادر تو شدم، این ترانه را برایت می خوانم