سلام
در وبگردی امشب به مطلب زیر برخوردم. ارتباطی به بهداشت و سلامتی که موضوع اصلی این وبلاگه نداره. اما شاید برای همکاران عزیز ارزش خودندن داشته باشه. این مسائل و لزوم یا عدم لزوم وجود تئوری ترجمه و توجه کردن یا نکردن به اونها چیزهاییه که ذهن مشغولان به ترجمه رو همیشه درگیر می کنه.
خوشحال می شم اگه مطالب از این دست رو برام بفرستید.
رويكردها و نظريههای مختلفي در ترجمه هست. به طور مثال يك رويكرد لفظگرا داريم كه مترجم سعی ميكند هيچ كلمهای را بيترجمه باقی نگذارد. در رويكرد فرمال، مترجم خودش را ملزم به اين میداند كه نه تنها برای تمام كلمات، معادل بيابد بلكه اگر با يك صفت برخورد میكند، آن را به همانگونهی صفت ترجمه كند.
يك رويكرد دايناميك وجود دارد كه مقابل ترجمهی فرمال است. در اين رويكرد، مترجم خودش را ملزم نمیداند تمام كلمات را ترجمه كند و قواعد دستوریشان را رعايت كند.
تئوری اسكوپوس هم هست كه فكر میكنم اين كلمه از زبان يونانی آمده و معنای قصد و نيت و هدف میدهد. در اين شيوه مترجم توجه میكند كه متن مورد ترجمه برای كيست و به چه درد میخورد و خودش را به متن مبدا وابسته نمیكند.
ترجمهی آزاد و نيز اقتباس هم وجود دارد. اقتباس هم در تقسيمبندی ترجمه میگنجد.
بعضیها فكر میكنند اين تئوریها از بيرون به عالم ترجمه وارد شده در حالیكه برعكس. اينها از درون تئوریهاي موجود ترجمه بيرون كشيده شده است.
نكتهی ديگر اين كه مترجم اصلا نبايد تئوری بلد باشد . بهترين مترجمهای ما در ايران اصلا تئوری نمیدانند. همچنين بهترين و تاثيرگذارترين نويسندگان ما دستور زبان فارسی بلد نيستند.
نظريههای ترجمه نه خوب هستند و نه بد. ولی ترجمهی ما دچار يك فقر نظری است. به طور مثال گرايش و رويكرد دريابندری كه خودش هم خبر ندارد رويكرد دايناميك است. منتقدين ما هم نظريههای ترجمه را نمیدانند. يعنی با ديدی غير از ترجمه ارزيابی ميكنند. اين ظلم است. فرض كنيد نويسندهای رمانی به سبك رئاليسم جادويی نوشته؛ اگر منتقدی با گرايش رئاليسم سوسياليستی اين اثر را نقد كند، اين اثر چه نمرهای میگيرد؟ منتقدان ترجمه اگر بدون رويكرد نظری سراغ ترجمهها بروند نقدشان نه منصفانه است و نه به كار میآيد.
استاد علی صلحجو/ بخشی از سخنرانی در گفتوگوی زبانها برای گفتوگوی فرهنگها