تبليغاتX
چیزهای دیگر...

چیزهای دیگر...

همه چیز از دنیایی که بهار ندارد

 مبتلايان به بيماري هاي ايدز، سرطان و بيماري هاي ديگر، براي رسيدن به آرامش روحي و جسمي ، سعي كنند تا در جلسات مختلف يوگا شركت كنند. 
سيثيا منشر، مدير مركز يوگا در نيويورك گفت: تجربه ثابت كرده كساني كه پس از عمل هاي جراحي مختلف مثل سرطان سينه، تمرينات يوگا انجام داده اند، خيلي زود توانسته اند به تعادل جسمي دست يابند. 
دكتر رابرت بارتز، دندان پزشك نيز گفت: يوگا به برخي افراد آرامش روحي - رواني بسيار زيادي مي دهد تا جايي كه اين افراد فكر مي كنند بهترين حالت را دارند.


دانشمندان دانشگاه كارنيگي ميلون در پيتسبورگ در ايالت پنسيلوانيا آمريكا مي گويند؛ اشخاصی که احساس خوشبختي مي كنند ،كمتر بيمار مي شوند. 
آنها افزودند: سالخورده هايي كه به همراه خانواده زندگي مي كنند بيش از افرادي كه روانه خانه سالمندان و مراكز نگهداري از آنها مي شوند، عمر مي كنند.

دكتر اليوت فريدمان، از متخصصان بيماري‌هاي دوران سالخوردگي و آلزايمر، اظهار داشت: كم خوابي و استراحت اندك به همراه انزوا و يا مشاجرات با اطرافيان از جمله اصلي‌ترين عوامل بيماري‌هاي دوران سالخوردگي در زنان است. 
دكتر فريدمان مي افزايد: به طور كلي با افزايش سن برخي پروتئين‌هاي بدن كاهش مي يابد كه در زنان اين امر مي تواند با خواب كافي و روابط اجتماعي صحيح و آسودگي خاطر جبران شود. 
اين استاد دانشگاه ويسكانسين آمريكا افزود: با بررسي 74 زن سالخورده كه بين سنين 61 تا 90 سالگي قرار داشتند ما دريافته‌ايم كه رعايت اين دستورات مي تواند در كاهش ابتلا به آلزايمر در ميان زنان سالخورده مؤثر باشد. 
فريدمان كه رئيس يك تيم تحقيقات پزشكي در دانشگاه مديسون نيز هست،مي افزايد: البته اين عوامل در كاهش خطرات حمله قلبي، آرتروز و ديگر معضلات دوران پيري نيز موثر است.


تيمي از محققان آمريكايي از دانشگاه ايالتي اوهايو با بررسي بر روي 42 زوج دريافته‌اند ؛ سرعت بهبود زخم در ميان همسراني كه با هم مخالفت و مشاجره مي‌كنند نسبت به زوج‌هايي كه با هم موافق هستند از صد درصد به 60 درصد كاهش پيدا مي‌كند.
در نظر گرفتن اين فاكتور و توجه به آن مي‌تواند منجر به بستري‌هاي كوتاه مدت در بيمارستان‌ها و صرفه‌جويي در هزينه افراد شود.
اين گروه بر روي زوج‌هايي تحقيق كرده‌اند كه به طور متوسط حداقل 12 سال با هم زندگي مشترك داشته‌اند. بررسي نتايج اين پژوهش نشان داد كه پس از مشاجره‌ها و بحث‌ها بهبود يافتن زخم‌ها در بيماران يك روز بيشتر طول مي‌كشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط من و آقامون  | 

Olny srmat poelpe can.
   I cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg. The phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are, the olny iprmoatnt tihng is taht the frist and lsat ltteer be in the rghit pclae. The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it wouthit a porbelm. Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe.! Amzanig huh? yaeh and I awlyas tghuhot slpeling was ipmorantt!
   if you can raed tihs psas it on
این واقعا جالبههههههههههههههه من و آقامون که خیلی حال کردیم شماها چی؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط من و آقامون  | 

    Dear Friends, 

Please use left ear while using cell (mobile), because if you use the right one

it will affect brain directly. This is a true fact published by Appollo

Hospital medical team. Please forward to all your friends.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط من و آقامون  | 

سندرم برنات یا سندرم زدگی از کار برای اولین بار در سال ۱۹۷۴ توسط فردن برگز عنوان شد و بدان معنی است که شخص از محیط کار و کاری که انجام می دهد زده می شود و هیچ گونه علاقه ای به آن ندارد. این سندرم دارای علائم متفاوتی در سطح روانی-فیزیکی و رفتاری است. ماسلچ یکی از محققانی است که پدیده فوق را مورد مطالعه قرار داده و عنوان می کند که این سندرم دارای سه بعد است:

۱- افسردگی یا تحلیل هیجانی: احساس تنش دائم،  از لحاظ هیجانی  خالی شدن، احساس اینکه در سطح روانی چیزی ندارد که ارائه دهد.
۲- مسخ شخصیت: فرد مبتلا به به این سندرم با دیگران چه در محیط کار و چه در محیط خارج رفتار سردی دارد و سعی می کند از آنها دوری کند و گاهی مواقع  رفتارهای خصمانه از خود نشان می دهد. نباید آن را با مسخ شخصیت که در سایکوز دیده می شود، اشتباه کرد.
۳-کاهش میل به تحقق یافتن شخصیت: احساس بی کفایتی، عدم اعتماد به نفس، کاهش علاقه به موفق شدن در کارها، احساس بی ارزش بودن، نداشتن دلیل کافی و یا آینده نگری برای کار از مشخصه های آن است.
این سندرم بر اثر استرس مزمن و طی دوره های مختلف از یک واکنش ساده نسبت به استرس شروع و در نهایت به حالات و علائم برنات ختم می شود. سندرم برنات در تمامی افراد مبتلا به یک صورت خود را نشان نمی دهد و تفاوت درنشان دادن علائم بستگی به زمینه اجتماعی، مشخصات شغلی و ویژگی های شخصیتی افراد دارد. این سندرم قابلیت بازگشت دارد. این سندرم بیشتر در افرادی که در مراکز اجتماعی و بهداشتی مشغول به کار هستند، خود را نشان می دهد. زیرا این گونه مشاغل با مراجعه کنندگان بسیاری روبرو هستند و قطعا در ایجاد روابط کاری نیز با مشکلاتی مواجه می شوند. بنابراین حالت واپس زدگی در این افرد بیشتر دیده می شود. این امر در مشاغلی همچون پزشکی و شاخه های وابسته همانند پرستاران اتاق عمل و معلمان و شاغلان نیروی انتظامی و وکلا بیشتر خود را نشان می دهد.
نظرات مختلفی درباره دلیل بروز این سندرم ارائه شده است. ولی همگی بر اهمیت ارزیابی شناختی فرد و روشی که با آن با موقعیت استرس زا روبرو می شود، تاکید می نمایند. با توجه به تحقیقات مختلفی که توسط محققان مختلف صورت گرفته است حتی با وجود نظریه های مختلفی که ارائه داده اند، موارد زیر در تمام منابع یکسان است:
۱-وجود مشاغلی پراسترس خود دلیل واضحی به شروع، ادامه و تثبیت این سندرم در افراد هستند ولی بروز آن به عواملی مانند درک شخص از خود و کار خود و برخورد وی با کارش دارد.
۲-سندرم برنات به دنبال عدم پاسخ صحیح به اضطراب و استرس های مزمن ایجاد می شود و پیامد آن تحلیل جسمانی یا هیجانی، عدم سازگاری با محیط کار و تغییرات رفتاری است. مانند بی توجهی به کار، سردبودن با مراجعه کنندگان و همکاران، تنها به فکر خود و رفاه خود بودن، غایب بودن از لحاظ عاطفی و روانی در محیط کار و میل به ترک شغل و تغییرات روانی و فیزیکی مانند حساس شدن، زود عصبانی شدن و... که تمام این عوامل بر کیفیت کار تاثیر می گذارند.
۳-طبق تحقیقات به عمل آمده در پیدایش سندرم برنات ویژگی های شخصیتی نیز قابل اهمیت است. شخصیت هایی که دارای تیپ آ (عجول،بلندپرواز و... ) هستند و شخصیت های مضطرب، وحشت زده و دارای حالت فوبی و تیپ وسواسی بیشتر در معرض ابتلا به این سندرم هستند. محیط های کاری دارای سرو صدای زیاد و محیط هایی که ابزار لازم برای انجام کار و امکانات رفاهی کاملی ندارند، خود بر شدت بروز این سندرم می افزایند. شرایط خانوادگی، درگیری های داخل خانه، عدم وجود حامی و عدم تفریح  و فعالیت های جانبی مناسب نیز از عوامل بروز این سندرم هستند.

درمان: در کل محققان ۴ راه حل برای این مشکل ارائه داده اند:
۱- مقابله فعال مستقیم: مقابله با شرایط منفی و ناراحت کننده و جست و جوی جنبه های مثبت حتی در شرایط رنج آور و استرس زا مانند تعویض محیط کار یا حداقل تغییر نحوه کار در همان محیط، رفتن به مرخصی و ایجاد فضایی مناسب در محیط کار و بیرون از آن ماننده خانه و خانواده.
۲-مقابله فعال غیرمستقیم: بیان مشکلات کاری و در واقع تخلیه روحی و روانی: صحبت کردن درباره کارخویش بادیگران و تلاشی در تغییر رفتار خود در محیط کار با دیده مثبت.
۳-مقابله غیرفعال مستقیم: پرهیز از صحبت کردن در مورد مشکلات شغلی با دیگران و یا کنار کشیدن از مشکلات و دیگر عوامل.
۴- مقابله غیرفعال غیرمستقیم: استفاده از روش دارو درمانی و مصرف داروهای ضداضطراب و آرام بخش به همراه مشاوره با روانشناس و روانپزشک
.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط من و آقامون  | 

در یک بعد از ظهر آفتابی در یک پیک‌نیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد.
وی بلافاصله از زمین برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط کمی شوک زده به نظر می‌رسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا رفته است.
اینگرید در اثر ضربه‌ای که در پیک‌نیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان فردی وجود داشت که می‌توانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالا اینگرید الان زنده بود. پس لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه کنید:
 
روش تشخیص ضربه مغزی:
پزشکان معتقدند اگر فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها می‌توانند عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول می‌کشد تا عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانه‌ای نشوند. به همین منظور پزشکان توصیه می‌کنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:
1.       از مصدوم بخواهید که لبخند بزند.
2.       از وی بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.
3.      از مصدوم بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز هوا آفتابی است.)

اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان برسانید.
 
بعد از اینکه تشخیص داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش می‌توانند به ضعف عضلات صورت, مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند. 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط من و آقامون  |